نوروز ، پيروز

وقتي از خواب پريدم ، دنيا آنقدر به من نزديك شده بود ... كه انگار اشيا’ به چشمهايم خيره شده بودند و انگار در آرزوي دورها ، فقط خواسته بود م دنيا را نزديك تر ببينم ...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

حرف هاي زير چتر را ، كودكان جهان را ، ماه و پرسه ي برف را ، عشق و انسان را و تو را كه خيره به اين دنيا زندگي مي كني ...

و انگار دلم خواست با هم زير چتري جمع شويم كه من هنوز آن را باز نكرده ام ...

-*-*-*-*-*-*-

 

امشب

پرنده اي كه رفته بود

باز مي گردد

با آوازي از دور

و در تاريكي شاخه ها

سيبي مي افتد

تا من

گوش دهم به بي كراني باغ

 

حالا

شب آمده است

در سكوت آمده است ...

و پشت پنجره ام كه ابري است ...

پرنده ي كوچك

نوك ميزند

به شيشه ام از شوق ...

 

پنجره مي گشايم

در نور فانوس

كه آويخته بر تيرك ايوان ،

بر ديوار كاهگلي

باران مي بارد

و من

گم مي شوم آرام ، در صداي پرنده و باغ .

 

بايد ، عاشق شد و خواند ...

بايد ، انديشه كنان پنجره را بست و نشست ...

 

نوروز پيروز

/ 22 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلا

سال نوت مبارک دوست من ...عشقی که بايد توش بياد ...

safoora

بايد عاشق بود...عاشق شد...عاشق ماند...

يكتا

سلام..بعد از مدتها..سلام...تلخ يا شيرين روزها می گذرند مگر نه؟...تا بعد

يكتا

امير می ای دانشکده مون؟..عصر شعر..از الآن دعوت می کنم بهانه نياری..۲۱ ارديبهشت...دوشنبه ..ساعت ۴ بعد از ظهر...ميدان پونک..بلوار شهيد ميرزا بابايی...بلوار عدل...انتهای گلزار اول..دانشکده مهندسی پزشکی...تا بعد

يكتا

با سلام ! بدين وسيله شما را به عصر شعر دانشكده مهندسي پزشكي دعوت مي كنيم. مكان: ميدان پونك..بلوار شهيد ميرزا بابايي... بلوار عدل....انتهاي گلزار يكم....دانشكده مهندسي پزشكي دانشگاه آزاد اسلامي زمان : دوشنبه 21 ارديبهشت ماه......ساعت 4 بعد از ظهر باتشكر..... از طرف بچه هاي خانه عروسك و حزن نگاه

kaghaz bikhat

بايد عاشق بود و خواند بايد عاشق ماند ..............بدون عشق زندگی به مانند سراب است.............بايد عاشق زندگی کرد................بهاری باشی

باد صبا

سلام. نيستيد؟؟؟ منتظريما. برقرار باشيد. بدرود.

شملک

بايد عاشق شد و خواند ، پشت ديوار کسی می گذرد، می خواند بايد عاشق شد و رفت ، چه بيابان هايی در پيش است...