جمله احساس های ما خيالی اند ...

  دوست ِ عزيزم …

در زندگی من ، اندكی دانايی وجود ندارد و نيز ديوانگی !

به درستی نمی دانم در زندگی من ، چه چيزی هست ... شايد صرفاً زندگی !

و ، آميزه ی تنهايی و دانايی و ديوانگی …

تنهايی چنان بی پروا خانه ی مرا اشغال ميكند ، كه به تصور در نمی آيد …

هيچ چيز را بيرون از خود به حال خويش رها نمی سازد ، جز صفحه ی كاغذ سفيد را .

آنگاه كه می نويسم ، كمتر از هر زمانی تنها هستم ...

 تنهايی آنگاه كه در يك زوج ، بالا ميگرد ، هولناك است و بدكار ...

آنگاه كه به خانه من در می آيد ، چگونه بگويم ، آسوده است .

عادات خود را دارد و مكان مهيای خويش را .

تنهايی بيماريی است كه تنها در صورتی از آن شفا می يابيم كه بگذاريم هر آنچه می خواهد بكند و به خصوص در پی علاج آن بر نياييم ، در هيچ كجا !

 ،همواره از آن كسان بيم دارم كه تنها بودن را بر نمی تابند و از زندگی مشترك و كارو حتی دوستی و حتی ابليس آن چيزی را می خواهند كه نه زندگی مشترك و نه كار و نه دوستی و نه ابليس ، قادر به دادن آن نيستند و آن ، محافظت در برابر  خويشتن است و اطمينان از اينكه هيچ گاه با حقيقت تنهای زندگی خويش ، سر و كار نداشته باشند ...

اين مردمان در خور همنشينی نيستند .

 ناتوانی آنان در تنها بودن ، ايشان را مبدل به تنها ترين مردمان دنيا می سازد ...

 

پيش از آنكه بشناسمت ، سايه ای از تو را در چهره های نقش شده با مركب احساساتی كتابها بطور مبهم ديده بودم ...

 و ، سپس اين خيال را وانهادم ...

 عشق ، از مقوله ی احساس نيست ... جمله احساس های ما خيالی اند و هر اندازه هم كه ژرف باشند ، در آنها جز به خويشتن بر نمی خوريم ، يعنی به هيچ كس !

 عشق دارای هيچ جنبه ی احساساتی نيست ...

 عشق گوهر پالوده ی واقعيت است و سخت ترين اتم آن . عشق ، واقعيت رهيده از قيد و بند عشقهای خيالی ما است ...

/ 18 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
omid

سلام هموطن.اگه دوست داری به ايرانت کمک کنی به الونک ما سر بزن .نظری بده و قول بده که می خوای ايرانت آباد شه.سر بزن تا از آخرين توطئه عليه اين ملت خبر دار شی .تافريب نخوريم.خدا نگه دار

كرگدن

چه بايد گفت بر حرفی چنين نغز و بی خلل؟

gholi

ايول در بست قبول دارم جمله آخريت رو

لیلا

خوش به حال اين دوسته راستی ...

علی

تنها.....تن ها....؟بلا......

ensi1982

سلام !! کم پيدايين؟؟ دلمون تنگ شده !! موفق باشيد!